یوگای ایران
  • ۰ سبد خرید
  • ثبت نام
  • ورود کاربران
  • نتیجه جستجوی تگ "نچرال-یوگا"

    برهمنی یوگا Natural movement ,Inteligent yoga
    برهمنی یوگا Natural movement ,Inteligent yoga

    بازگشت به ذات تمرین در یوگا بررسی سبک مدرن «حرکات طبیعی» فاطمه اشترانی (مدرس یوگا و سبک زندگی ساتوا)   سیر تکاملی یوگا تمرین یوگا باید ما را به سمت رابطه با خویشتن، بدن‌، ذهن‌ و احساس‌مان رهنمون کند. یوگا تمرین کنجکاوی است. کنجکاوی در مورد این‌که کیستیم و در حین تمرین چه احساسی داریم. این کنکاش و بررسی عمیق و موشکافانه فقط با حضور در لحظۀ "اکنون" میسر می‌گردد. لحظه‌ای که سرشار از کیفیت‌های ناب مانند آرامش، شادی، هماهنگی، صلح، هارمونی، لذت، صلح، سلامتی و تعادل است. ما به طور ذاتی به حرکت گرایش داریم و در حرکت است که بدن‌‌مان بیدار می‌شود. دوست داریم در میان لایه‌های عمیق بدن، احساسات، تجربه و مشاهدۀ حس حرکت کرده و به سوی سکون و آرامش برویم. شاگرد در شیوۀ تمرینی «حرکات طبیعی»، از طریق سیکلی از حرکات هوشمندانه که از حرکات طبیعی بدن گرفته شده است، با بدنش آشناتر شده و با حرکات مارپیچی حول محور مرکز بدن (نقطۀ ثقل در انتهای ستون مهره‌ها و هستۀ بدن در راستای ناف) در حین حرکت‌ها و سکون‌ها چون دانشمندی به بررسی دقیق بدن خود و حس‌های جسمانی‌اش می‌پردازد و بدین ترتیب به تجربه‌ای عمیق‌تر از بدنش خواهد رسید. تمرین در این شیوه، نامتناهی است و هیچ پایانی ندارد. چراکه حرکات انسانی پایان‌ناپذیر است. هدف از این جنبش، هدایت شاگردان در مسیر آگاهی و الهام‌بخشی برای حضور است تا آزادی را در حرکت و پویایی بجویند و از سکون عبور کنند. درک قدرت این سبک از یوگا در سیر تکاملی یوگا اهمیت بسیاری دارد چرا که امروزه یوگا از جوهرۀ اصلی خود که رسیدن به لذت، یاری و شفقت‌خواهی است دور شده است. نباید فراموش کنیم که یوگا تمرینی است که فقط منحصربفردِ ماست. در این نوشتار قصد داریم به بررسی سبک «حرکات طبیعی» که سفری بسوی کشف تکامل تمرین و وحدت حقیقی، تمرکز روی تنفس و حرکت کنکاشی برای رسیدن به یک تمرین واقعی برای هر فرد است، بپردازیم.   احیاء لطافت در تمرین یوگا یوگا، تجربۀ دیدار با خویش است که از طریق بررسی رابطۀ با بدن، ذهن، دنیای اطراف، سیستم عصبی، تنفس، و واکنش ذهن و همچنین یکپارچگی همۀ این مولفه‌ها و رسیدن به وحدت حقیقی حاصل می‌شود. ولی واقعیت این است که شیوۀ کنونی تدریس یوگا در دنیا شیوه‌‌ای هندی و مردانه بوده که بیشتر مناسب افراد با شانه‌های پهن و لگن کوچک است. این ساختار مناسب یک دوره خاص در گذشته بوده است. درحالی که شاگردان یوگا در دنیای مدرن عمدتاً خانم‌های ۲۵ تا ۵۵ سال هستند. علاوه بر آن گاهی پیش می‌آید که بدن در حین تمرینات یوگا دچار آسیب می‌شود در حالی‌که یوگا به‌طور کلی برای درمان، کمک و ایجاد حس تندرستی در ما طراحی شده است. افزایش شدید آسیب‌های ناشی از یوگا نشان می‌دهد که در شناخت ما از این روش چیزی از قلم افتاده است. روش آموزشی «حرکات طبیعی» در پی رسیدن به این موازنه است. امروزه تحقیقات تکمیلی در خصوص آناتومی بدن انسان به این نتیجه رسیده است که کشش‌های بیش از اندازه در بدن موجب تحریک سیستم عصبی بدن شده و فرد با کوچکترین ناملایمت در زندگی روزمره دچار خشم می‌گردد. در صورتی که در سبک «حرکات طبیعی» بیش‌تر از حرکات طبیعی بدن کمک گرفته شده تا لطافت و زنانگی (همانند یین یوگا) در تمرین احیا شود. البته منظور، انجام تمرینات به شکلی دخترانه و آرام نیست، بلکه به معنای روان بودن تمرینات است. باید حرکت طبیعی بدن را پیدا کرده و با حرکات مارپیچی ستون فقرات انرژی های بدن را سیال کرد. فلسفۀ حرکت در شیوه‌ی «حرکات طبیعی» این جنبش توسط یک خانم آمریکایی بنام جولی مارتین در سراسر دنیا به راه افتاده است. ایشان ۲۵ سال پیش برای بهبود درد زانو، یوگا را آغاز کرد. در ابتدا یوگا به کمک او آمد و طبق چیزی که خودش می‌گوید در ابتدا بسیار از تمریناش راضی بوده است. اما وقتی بیشتر وارد دنیای یوگا و آموزش آن شد خیلی زود دچار انواع آسیب‌ها شد. خودش می‌گوید: «باید بررسی می‌شد چطور ممکن است یوگا در ابتدا بدن مرا نجات داد و بعد به منبع درد و آسیبم تبدیل شد؟ و این‌که چرا همۀ مربی‌ها اصرار دارند که حرکت‌های یوگا باید دقیقاً به شکل اصولی و دقیقش اجرا شود؟» به همین خاطر، خانم جولی مارتین از شیوۀ سختگیرانه و خشک فاصله گرفت و با ترکیب اطلاعاتی از آناتومی مدرن و تحقیقات فاشیا با حرکات طبیعی، این شیوه از یوگا را طراحی نمود و بجای تحمیل کردن ایده‌های خود به شاگردان، به آن‌ها اجازه داد همسوسازی خودشان را در این میان جستجو و یک تمرین جسمانی منحصربه‌فرد برای خود پیدا کنند که ذهن و جسم‌شان را تقویت و درمان کند. او با استفاده از این شیوه، با آموزش دادن به مربیان و توانمندسازی آن‌ها، توانست آن دسته از هنجارهای یوگا که برای دنیای امروز دیگر مفید نیستند را به چالش بکشد. گرایش او به حرکت انسانی است و به بررسی رویکردهای آناتومیکی نوین، کار با حرکات طبیعی، دامنۀ حرکات، ثبات یکپارچه و رها کردن افسانه‌های سنتی آساناها برای حرکت دادنِ بدن علاقه دارد. او دیگر از کسی نمی‌خواهد وارد یک آسانا بشود و همان‌جا بماند. اگر قرار است سکونی اتفاق بیافتد برای ایجاد فضای بیشتر برای حس کردن است و شاگردان تنها زمانی که آماده باشند به حرکت درمی‌آیند. شیوۀ آساناهای این سبک در تاریخچۀ یوگا کاملا جدید هستند. تمرینات بسیار مدرن هستند و شباهت چندانی با یوگای سنتی ندارد. شاگرد در واقع با توجه به آناتومی طبیعی خودش، می‌تواند ریتم بدن و تنفسش را پیدا کند و گوش بدهد که بدنش به چه چیزی نیاز دارد.   حرکات انسانی، جانوری و ایده های نو درباره قدرت بدن ما انسان‌ها در درون خود دارای یک قدرت و ثبات ذاتی هستیم. میل ذاتی ما به سمت حرکت کردن است. حرکت روی پاها در فواصل زمانی طولانی، بالا رفتن از درختان، خزیدن روی زمین و سطوح ناهموار همگی گویا این مطلب است. اما بخاطر سبک زندگی جدید و محیط‌هایی که بخاطر امنیت‌مان دارای یک ساختار خطی هستند دچار محدودیت شده‌ایم. هدف از این سبک جدید، بازگشتن به حرکات طبیعی انسانی است و قصدمان این است که بدن را به عنوان یک کل در نظر گرفته با قدرتی که نیاکان‌مان به آن دسترسی داشتند، بازی نماییم. در این سبک نیز مانند سبک‌های دیگر یوگا، از حرکت حیوان‌ها الهام گرفته شده (حرکاتی مانند گوریل، مارمولک و ...) و شاگرد با درک بهتر بدن، می‌آموزد چطور از پاشنۀ پا بعنوان نقطه محوری انجام حرکات مارپیچی استفاده کند. شما مالک تمرین خود هستید در این سبک از یوگا کنترل تمرین به دست مربی نبوده و مربی مالک تمرین نیست، بلکه خود شاگرد مالک آن است. مربی به شاگردان آزادی عمل می‌دهد و با راهنماییهایش، آن‌ها را به سمت حس اصالت دربارۀ خودشان سوق می‌دهد. در نهایت، تمرین مختص خود شاگردان خواهد شد و این همان چیزی است که یوگا به دنبال آن است. به این ترتیب، یوگا برای هر دو طرف (مربی و شاگرد) به یک فرایند خلاقانه تبدیل می‌شود. وقتی دربارۀ بدن خود کنکاش می‌کنیم متوجه گزینه‌های بیشتری می‌شویم و مربی این گزینه‌ها را با شاگردان به اشتراک می‌گذارد. این اتفاق بیش‌تر از فرم‌های تحمیل‌شوندۀ مدیتیشن به مدیتیشن شباهت دارد، آن هم یک مدیتیشن متحرک. در واقع در این سبک از یوگا بدن در خدمت تکنیک نیست، بلکه تکنیک در خدمت بدن است.   تمرین در آسانا نیست، در آگاهی است این سبک از یوگا معتقد است باید خارج از چارچوب فکر کنیم، خلاق باشیم، روی پای خودمان بایستیم و چارچوب‌های قدیمی را به چالش بکشیم. مربی یوگا برای بلندشدن دست شما را می‌گیرد، طرزفکرهای متعصبانه را می‌زداید و بعد رهای‌تان می‌کند تا خودتان به لایه‌های زیبای یوگا که از درون نشات می‌گیرند، برسید. سیکل‌های تمرینی این سبک با الهام از فلسفۀ حرکت و سکون با زنجیره‌های کوتاهی از حرکات که غالبا تکرار می‌شوند آغاز می‌گردند. چرخه‌ها براساس چرخۀ قبلی‌شان شکل می‌گیرند. معمولا دور اول یک زنجیره فقط «بازدید» یا آشنا شدن با اشکال و حرکات است. وقتی زنجیره‌ها و لایه‌ها ساخته می‌شوند می‌توان تمرین را جدی‌تر کرد. در این زنجیره‌ها، مکث‌هایی وجود دارند تا شاگرد بتواند شکل‌هایی که با بدنش ساخته را مجسم کند، سکون را دریابد و به صدای نفس‌هایش گوش دهد. او لازم نیست به فکر ساخت شکل بهتری با بدنش باشد فقط تمام توجهش را فقط به مکانی که هست قرار می دهد. بررسی حرکت‌های مارپیچی درون بدن ما هیچ خط صافی وجود ندارد. بنابراین وقتی مربی به شاگرد اجازه دهد مارپیچ‌های طبیعی را در حرکاتش پیدا کند حس فشار یا مقاومت از بدن حذف می‌شود. اگر تمرین آسانا را ابزاری برای ایجاد ارتباط با لحظۀ حال در نظر بگیریم، می‌توانیم با مکث‌ها، مارپیچ‌ها و امواج بازی کنیم و بعد مکث کنیم و در سکون قبل از حرکت، کنکاش و کنجکاوی کنیم. مدیتیشن فیزیکی مدیتیشن را می‌توان با حرکاتی کندتر انجام داد طوری که با احساسات ما رابطۀ صمیمانه‌تر و راحت‌تری داشته باشد. زمانی می‌توان به سکون رسید که مرکز توجه‌مان به سمت ظرفی که در آن قرار داریم (بدن) باشد. تمرینات این سبک ماهیت احیاکننده دارد و به شاگرد اجازه می‌دهد با راهنمای درونی خود ارتباط شهودی برقرار کند. با استفاده از فُرم منحصربفرد آسانا و حرکت، مدیتیشن جسمی، تمرکز روی تنفس و تمرین‌های آگاهی، فرایند «انجام دادنِ» تمرین به وضعیت «بودن» تبدیل می‌شود. این همان حضور کامل همراه با حس سرزندگی است که در یوگا بدنبالش هستیم.    بررسی خم به عقب‌ها در حرکات طبیعی  برای ایجاد انعطاف و روان کردن انرژی در پشت بدن (کمر) و اجرای تمرینات خم به عقب، بایستی ابتدا درک درستی از جلوی بدن (ناف) داشته باشیم.  رهایی و روان کردن انرژی در قسمت جلوی بدن باعث روان شدن انرژی در قسمت پشت بدن می‌شود. در این سبک از یوگا، در تمام طول تمرین شاگرد با تمرکز بر هستۀ مرکزی بدن و رها کردن قسمت میانی، زمینه را برای اجرای راحت و بدون آسیب حرکات خم به عقب فراهم می‌سازد. این در حالی است که در سبک‌های دیگر یوگا تلاش سختی برای خم شدن به پشت انجام می‌گیرد چراکه شاگرد بجای بررسی بدن در حین حرکت، فقط روی ساختن شکل حرکت تمرکز دارد و می‌خواهد فقط شکل را بسازد. همانگونه که تمرین می‌کنیم، زندگی می‌کنیم. شاگرد یوگا بودن کار دشواری است. اینکه بفهمیم چطور باید کاری که روی مَت‌ها یا کوسن‌های مدیتیشن انجام می دهیم را در لحظه لحظۀ زندگی در آغوش بکشیم کار بسیار چالش‌برانگیزی است. مساله این است که چطور باید این تمرین‌ها و تک‌تک مولفه‌هایش را در درون خود نهادینه کنیم؟ بدن ما ظرفی برای تفکرات، احساسات، الگوها و تاریخچۀ ماست، نه وسیله‌ای برای رسیدن به خواسته‌های ما. تمرین یوگا به ما فرصت می‌دهد تا الگوها، رفتار، داستان‌ها و محدودیت‌های ناخواسته و نامطلوب را کنار بگذاریم. اجازه می‌دهد با خویشتن درون‌مان، رابطه‌ای ایجاد کنیم. این رابطه‌ از هر چیزی مهم‌تر است. این سبک از یوگا با استفاده از آگاهی از حواس، ما را به سمت کنکاش در حرکات مارپیچی، امواج، تکانه‌ها، انبساط‌ها و انقباض‌ها، حرکات یکپارچه، تنفس و مکث پیش می‌برد. باید به نداهای بدن در خصوص مسائل جسمانی، احساسی و معنوی، بدون قضاوت گوش فرا داد. مهم نیست از بیرون چگونه به نظر می‌رسیم. همه چیز در درون ما است. در این سبک از یوگا مولفه‌های حرکت طبیعی و ارتباط بدن و ذهن بررسی می‌شود تا بتوانیم تجربه‌مان را از زندگی و همچنین ظرفیت‌مان برای نیکی کردن در دنیا را بهبود بخشیم. با این سبک، می‌آموزیم چطور با بهره‌گیری از آزادی و پتانسیل درونی‌مان، باتری‌‌مان شارژ کرده و بهتر زندگی کنیم. شما می توانید در همین سایت در قسمت محصولات تصویری از دوره های آموزشی خانم اشترانی از سطح مبتدی تا پیشرفته در منزل خود این سبک از یوگا را تجربه کنید. مطمئن هستیم همچون سایر دوستان از تجربیات عالی خود مارا نیز مطلع می فرمایید. www.mehanyoga www.yoga.ir   Julie Martin

    عضویت در خبرنامه

    اگر میخواهید آخرین پیشنهادات ما را در ایمیل شخصی خود دریافت کنید در خبرنامه ما عضو شوید.

    ایمیل خود را وارد نمائید